من می تونم بشینم
سلام من امروز خودم نشستم .مامانی اینقدر خوشحال شده بود که نزدیک بود خفم کنه .تازه می تونم با کمک میله های تختم پاشم وایسم. این روزا خیلی به مامانی گیر میدم و بغل هیچکی نمیرم.
روزا با مامان اتل متل بازی میکیم و یه کم هم با هم نا نای میکنیموخلاصه عمرا بذارم مامانی یه نفس راحت بکشه وقتی هم که خواب میرم اینقدر خونه رو به هم ریختم و لباس کثیف کردم که تا وقتی که بیدار می شم مامان مشغوله. می دونم که مامان عاشقمه و دعوام نمی کنه تازه اگه یکی هم نگاه چپ بهم بکنه مامان چشاشو در میاره!!!!!
هر که منو میبینه از کارام تعجب میکنه انگار هیچکی بچه باهوش شیطون ندیده. میگن وای چرا این بچه نمی خوابه... چقدر تکون می خوره...بچه بگیر بشین یه ذره آروم باش.... ولی خوب کو گوش شنوا.دوست دارم همه چی دنیا رو یه جا کشف کنم.
ما تو خرداد با مامان جون و آقا جون و خاله و دایی رفتیم مشهد و شمال و کلی خوش گذروندیم ایشاالله از این به بعد هم مرتب میاییم و بهتون سر میزنیم هم براتون عکسای خوشگلمو میذاریم که این دختر شیطون رو از نزدیک ببینید.
تا کلیدای صفحه کلید رو از جا در نیووردم فعلای بای.


من می تونم بشینم
