من و بچگیام
1392/7/22 19:44
نویسنده :
مرا جدا کن از اهل زمین،دستم را بگیر،می خواهم در دنیای آرام تو،میان نفسهایت آرام بگیرم .مامان الهه
272 بازدید
اشتراک گذاری
یادش بخیر پارسال همین موقع ها بود که هر روز یه گربه ای می رقصوندم و مامانی رو هی با ترس و لرز می فرستادم بیمارستان.آخه دیگه خونه دلی مامانم واسم تنگ شده بود و منم دلم می خواست اونایی که با هام حرف میزدند و شعر می خوندند رو ببینم. اما هر دفعه دوباره ما رو می فرستادند خونه و منم به محض رسیدن به خونه دنبال یه کلک تازه می گشتم....
خلاصه اینکه خیلی زود گذشت .چون وبلاگمو از شش ماهگی شروع کردم یه چند تا عکس از وقتی خیلی بچه بودم می ذارم :
اولین عکس بدو ورود به خونه:(تو رو خدا بابامو نگاه کنید
)

تو دل مامان خیلی خوش میگذشت به خاطر همین تپل تر از الان بودم( مامان جونم میگه بمیرم الهی بچم چشم خورد)





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


من و بچگیام
