الینا گلیالینا گلی، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره

الینا دنیای مامان و بابا

دو تا دندون خرگوشیام هم در اومد هر کی می خواد کادو بیاره بپره بیاد!!!!!

سلام دوست جونای من خیلی خیلی حالم خوبه خدا رو شکر چون اون دوتا دندونایی که داشتن اذیتم می کردند در اومدند. تند و تند پشت سر مامان توی خونه اینور و اونور میرم و تند و تند می خورم زمین .بگو ماشاالله... جدیدا خیلی کارا یاد گرفتم: لی لی لی حوضک، کلاغ پر، ات متل توتوله ، دست میدم، بای بای میکنم، با انواع موسیقی نا نای میکنم، دست میزنم، نازی میکنم البته اگه بچه کوچیکتر از خودم باشه نازی با اعمال شاقه مثل نیشگون گرفتن و کشیدن مو به همراهه، اگه یه بالشت نرم واسم بزارند خودم می رم روش می خوابم و لالا میکنم و اگه یه روسری گیرم بیاد باهاش دالی بازی می کنم ... مامان بیچاره داره واسه آموزش من خودشو میکشه جدیدا داره صدای حیوونا رو یادم میده ولی من ب...
1 مهر 1392

اولین قدمهای زندگیم رو برداشتم

سلام به همه. خیلی  خوشحالم از همه خوشحالتر مامان الهه .آخه من دیروز تا حالا خودم می تونم چند تا قدم راه برم و بپرم تو بغل مامان. مامان خیلی خوشحاله چون همش به خاطر وزنم که دو کیلو کمه و زیر خطم می ترسید دیر راه بیفتم ولی خوب خدا رو شکر تونستم بالاخره رو پاهای خودم وایسم. منم وقتی راه می رم و می خورم زمین واسه خودم دست می زنم که رو حیم خراب نشه و دوباره پاشم راه برم. جدیدا خیلی کنجکاو شدم به همه چی .از تو کابینتهای آشپزخونه گرفته تا بالای کمد تختم و روی بالکن... دیروز انگشتم رو کرده بودم لای در کابینت آشپزخونه و با اون یکی دستم هی فشار می دادم که جیغم در اومد و اگه مامان نرسیده بود انگشتم له شده بود.کلی واسه مامان گریه کردم تا دعوام ...
18 شهريور 1392