الینا گلیالینا گلی، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره

الینا دنیای مامان و بابا

من و اولین بیماری سخت

سلام یه سلام ویژه به خاله لی لی  مهربون که تو این یه هفته که من نبودم حسابی شرمندم کرده هفته پیش یکی دو روز تب کردم و بی حال بودم همه می گفتند که به خاطر دندونامه.بعد از تبی که کردم دوتا دندونام در اومدند ولی دوباره سه شنبه یهویی تبم خیلی بالا رفت و از ساعت سه تا شش بعد از ظهر یکسره گریه کردم و هی با زبون بی زبونی به مامانیم  می گفتم که دارم از گوش درد می میرم ولی مامانم نمی فهمید.تنها کاری که مامانم کرد این بود که به دکترم زنگ زد و سریع آمادم کرد و با هم رفتیم دکتر.اونجا که رسیدیم منشیش گفت که نفر 29 هستیم و تازه نفر چهارمی رفته بود داخل. من تو ماشین پهلو بابا موندم و مامانی رفت که رو منشی دکتر کلید کنه. بعد  از نیم ساع...
17 آبان 1392

مادرانه

اسمم را سنگی نگه می دارد...              جسمم را گوری...                             و یادم را نمی دانم...                                               شاید تو... الینای مامان، عزیز مامان خیلی دوست دارم گلم اندازه همه گل...
6 آبان 1392